میلوپاتی چیست ؟ هرآنچه باید بدانید
میلوپاتی (Myelopathy) یک اصطلاح پزشکی است که به هر نوع اختلال یا آسیب نخاع اطلاق میشود و معمولاً ناشی از فشار، التهاب یا کاهش خونرسانی به نخاع ایجاد میگردد. این مشکل میتواند در هر قسمت از ستون فقرات—گردنی، توراسیک یا کمری—رخ دهد، اما شایعترین نوع آن در ناحیه گردن اتفاق میافتد که به آن میلوپاتی گردنی (Cervical Myelopathy) گفته میشود.
میلوپاتی یک بیماری پیشرونده است؛ یعنی در صورت تشخیص و درمان دیرهنگام، علائم به مرور شدیدتر شده و میتواند باعث ضعف اندامها، بیحسی، مشکلات حرکتی و حتی اختلال در کنترل ادرار و مدفوع شود. به همین دلیل، تشخیص زودهنگام و آغاز درمان مناسب نقش کلیدی در جلوگیری از عوارض جدی و جبرانناپذیر آن دارد. تا انتهای این مقاله از دکتر حسن محمدی، بهترین متخصص جراحی مغز و اعصاب و ستون فقرات در تهران،همراه ما باشید.
میلوپاتی چیست ؟
میلوپاتی (Myelopathy) به گروهی از اختلالات نخاعی گفته میشود که معمولاً بر اثر فشار، آسیب یا کاهش خونرسانی به نخاع ایجاد میشوند. نخاع بخشی حیاتی از سیستم عصبی مرکزی است و پیامهای حرکتی و حسی بین مغز و بدن را منتقل میکند. هر گونه آسیب به نخاع میتواند عملکرد حرکت، حس و حتی کنترل مثانه و روده را تحت تأثیر قرار دهد.
شایعترین نوع این بیماری، میلوپاتی گردنی است که ناشی از تنگی کانال نخاعی در ناحیه گردن است. این وضعیت اغلب به دلیل فرسایش دیسکهای بینمهرهای، آرتروز ستون فقرات، بیرونزدگی دیسک یا رشد غیرطبیعی استخوانها (استئوفیتها) ایجاد میشود. میلوپاتی میتواند در ناحیه قفسه سینه (توراسیک) یا کمر نیز رخ دهد، هرچند کمتر شایع است.
علائم اولیه میلوپاتی معمولاً شامل بیحسی، گزگز دستها و پاها، ضعف عضلانی و مشکلات تعادل است. با پیشرفت بیماری، ممکن است مشکلاتی مانند اختلال در راهرفتن، کاهش هماهنگی حرکتی، گرفتگی عضلات و در موارد شدید، بیاختیاری ادرار و مدفوع مشاهده شود. از آنجا که میلوپاتی یک بیماری پیشرونده است، تشخیص و درمان به موقع برای جلوگیری از آسیب دائمی نخاع اهمیت بالایی دارد.
تشخیص میلوپاتی معمولاً از طریق معاینه بالینی و تصویربرداری، به ویژه MRI، انجام میشود. درمان بسته به شدت بیماری متفاوت است؛ در موارد خفیف ممکن است با دارو و فیزیوتراپی کنترل شود، اما در شرایط پیشرفته، جراحی برای آزادسازی نخاع ضروری است.
در نهایت، آگاهی و اقدام به موقع در برابر میلوپاتی نقش کلیدی در حفظ کیفیت زندگی بیمار دارد. هرچه تشخیص زودتر انجام شود، امکان کنترل علائم و پیشگیری از عوارض جبرانناپذیر بیشتر خواهد بود.
علل شایع میلوپاتی
میلوپاتی یک اختلال چندعاملی نخاعی است که بر اثر فشار مستقیم یا غیرمستقیم به نخاع ایجاد میشود. آگاهی از علل شایع این بیماری به پزشکان و بیماران کمک میکند تا پیشگیری و درمان به موقع انجام شود. مهمترین علل میلوپاتی عبارتاند از:
۱. تنگی کانال نخاعی (Spinal Stenosis)
تنگی کانال نخاعی شایعترین عامل میلوپاتی است، بهویژه در افراد بالای ۵۰ سال. این وضعیت معمولاً ناشی از فرسایش طبیعی ستون فقرات، آرتروز مهرهها و رشد استخوانهای اضافی (استئوفیتها) است که به تدریج فشار مداوم بر نخاع وارد میکند.
۲. بیرونزدگی یا پارگی دیسک
دیسکهای بینمهرهای نقش ضربهگیر دارند، اما با افزایش سن یا وارد شدن فشار شدید ممکن است دچار بیرونزدگی یا پارگی شوند. در این شرایط، بخشی از دیسک به کانال نخاعی فشار وارد کرده و میتواند باعث میلوپاتی شود.
۳. آسیبها و ضربههای نخاعی
تصادفات، سقوط یا ضربه مستقیم میتوانند مهرهها را جابجا یا ستون فقرات را دچار شکستگی کنند. این تغییرات استخوانی به نخاع فشار آورده و میتوانند میلوپاتی حاد یا مزمن ایجاد کنند.
۴. تومورها و کیستهای نخاعی
وجود تودههای غیرطبیعی مانند تومورهای خوشخیم یا بدخیم، کیستهای آراکنوئید یا هماتومها در نزدیکی نخاع، میتواند فضای کانال نخاعی را محدود کرده و باعث فشردگی نخاع شود.
۵. بیماریهای التهابی و عفونی
برخی اختلالات مانند اسپوندیلیت آنکیلوزان، مننژیت یا آبسههای ستون فقرات نیز از عوامل کمتر شایع اما مهم در ایجاد میلوپاتی هستند.
۶. اختلالات عروقی نخاع
کاهش خونرسانی به نخاع (ایسکمی نخاعی) یا ناهنجاریهای عروقی میتوانند باعث تخریب بافت نخاع و بروز علائم میلوپاتی شوند.
به طور کلی، هرچه عامل ایجاد میلوپاتی باشد، وجه مشترک آن فشار طولانیمدت یا آسیب مستقیم به نخاع است که در صورت عدم درمان میتواند منجر به ناتوانی دائمی شود.
علائم و نشانه های میلوپاتی
میلوپاتی اغلب به شکل تدریجی ظاهر میشود و به همین دلیل بسیاری از بیماران در مراحل اولیه متوجه آن نمیشوند. شدت و نوع علائم به ناحیه درگیری نخاع (گردنی، توراسیک یا کمری) بستگی دارد، اما معمولاً ترکیبی از مشکلات حسی، حرکتی و عملکرد خودکار بدن را شامل میشود.
۱. علائم حسی
یکی از نخستین نشانههای میلوپاتی، بیحسی و گزگز در اندامها، بهویژه دستها و پاها است. بیماران ممکن است احساس مورمور، خوابرفتگی یا کاهش حس لمس را تجربه کنند. در مراحل پیشرفته، حساسیت به درد و تغییرات دما نیز کاهش مییابد.
۲. علائم حرکتی
ضعف تدریجی عضلات از بارزترین علائم میلوپاتی است. این ضعف میتواند انجام کارهای ظریف مانند نوشتن یا بستن دکمهها را دشوار کند. درگیری اندامهای تحتانی ممکن است باعث اختلال در راهرفتن، زمینخوردنهای مکرر و کاهش تعادل شود. در مراحل شدید، اسپاستیسیته (گرفتگی شدید عضلانی) و محدودیت حرکتی نیز دیده میشود.
۳. مشکلات تعادلی و حرکتی
بسیاری از بیماران احساس سنگینی پاها، سفتی عضلات و کندی حرکات دارند. این وضعیت معمولاً ناشی از فشار مداوم بر مسیرهای حرکتی نخاع است و میتواند کیفیت زندگی فرد را کاهش دهد.
۴. اختلالات عملکرد خودکار بدن
در مراحل پیشرفته، میلوپاتی ممکن است عملکرد سیستم عصبی خودکار را تحت تأثیر قرار دهد. بیاختیاری ادرار، تکرر ادرار یا یبوست مزمن از علائمی هستند که نشاندهنده فشار شدید بر نخاع میباشند.
۵. درد گردن و کمر
اگرچه همیشه مشاهده نمیشود، بسیاری از بیماران از درد مزمن گردن یا کمر شکایت دارند که ممکن است به شانهها یا اندامها تیر بکشد.
بهطور کلی، علائم میلوپاتی پیشرونده هستند و در صورت عدم تشخیص و درمان به موقع، میتوانند منجر به ناتوانی دائمی شوند. آگاهی بیماران از این علائم و مراجعه زودهنگام به پزشک نقش مهمی در پیشگیری از عوارض جبرانناپذیر دارد.
تفاوت میلوپاتی با رادیکولوپاتی
میلوپاتی و رادیکولوپاتی دو اصطلاح نزدیک به هم هستند که گاهی اوقات بیماران آنها را با هم اشتباه میگیرند، اما تفاوتهای مهمی دارند. میلوپاتی به آسیب یا فشردگی نخاع گفته میشود و معمولاً بهعلت تنگی کانال نخاعی، بیرونزدگی دیسک یا تغییرات استخوانی ایجاد میشود. این بیماری علائم گستردهای از جمله ضعف دوطرفه اندامها، مشکلات تعادلی، اسپاستیسیته (گرفتگی شدید عضلانی) و حتی اختلال در عملکرد مثانه و روده دارد و در صورت پیشرفت میتواند به ناتوانی دائمی منجر شود.
در مقابل، رادیکولوپاتی ناشی از فشار یا التهاب ریشههای عصبی است و معمولاً با درد تیرکشنده، گزگز یا بیحسی در یک اندام مشخص تظاهر میکند. علائم رادیکولوپاتی اغلب الگوی مشخصی از مسیر عصبی درگیر (Dermatome) را دنبال میکنند.
از نظر روند بیماری، میلوپاتی معمولاً پیشرونده است و اغلب نیاز به درمان جدی، بهویژه جراحی برای آزادسازی نخاع دارد، در حالی که بسیاری از موارد رادیکولوپاتی با دارو، فیزیوتراپی و مراقبتهای غیرجراحی بهبود مییابند. برای تشخیص، پزشک در میلوپاتی معمولاً از MRI نخاع استفاده میکند، در حالی که در رادیکولوپاتی علاوه بر MRI، تستهای نوار عصب و الکترومیوگرافی (EMG) میتوانند محل دقیق درگیری را مشخص کنند.
بهطور خلاصه، میلوپاتی به دلیل درگیری مستقیم نخاع اهمیت بالینی بیشتری دارد و نیازمند توجه جدی است، در حالی که رادیکولوپاتی بیشتر یک مشکل اعصاب محیطی است که معمولاً پیامدهای خفیفتر و درمان آسانتری دارد.
روش های تشخیص میلوپاتی
تشخیص سریع میلوپاتی اهمیت بالایی دارد، زیرا این بیماری معمولاً روندی پیشرونده دارد و تأخیر در درمان میتواند به آسیب دائمی نخاع منجر شود. فرآیند تشخیص با یک معاینه جامع بالینی توسط متخصص مغز و اعصاب یا جراح ستون فقرات آغاز میشود. پزشک ابتدا علائم بیمار مانند ضعف اندامها، مشکلات تعادلی، بیحسی، گرفتگی عضلانی و اختلالات کنترل ادرار و مدفوع را بررسی میکند. معاینه فیزیکی شامل تست رفلکسها، تونوس عضلانی، دقت حرکتی و هماهنگی است تا احتمال آسیب نخاعی مشخص شود.
روش اصلی تصویربرداری برای تشخیص میلوپاتی، MRI ستون فقرات است. این روش بهطور دقیق نخاع، دیسکهای بینمهرهای، تنگی کانال نخاعی و وجود توده یا کیست را نشان میدهد و کمک میکند محل و شدت فشار روی نخاع تعیین شود و تصمیم درمانی مناسب اتخاذ گردد. در مواردی که MRI امکانپذیر نباشد، سیتیاسکن (CT Scan) با تزریق ماده حاجب برای بررسی ساختار استخوانی ستون فقرات و کانال نخاعی مورد استفاده قرار میگیرد.
علاوه بر تصویربرداری، تستهای الکتروفیزیولوژیک مانند نوار عصب و عضله (EMG/NCS) میتوانند به تمایز میلوپاتی از سایر اختلالات عصبی مانند رادیکولوپاتی یا نوروپاتی کمک کنند. این تستها مسیر هدایت عصبی را بررسی میکنند و مشخص میکنند که اختلال از نخاع منشاء گرفته یا مربوط به اعصاب محیطی است.
در برخی بیماران، بسته به شرایط بالینی، آزمایشهای خونی یا ارزیابیهای تخصصیتر برای رد بیماریهای التهابی، عفونی یا خودایمنی نیز انجام میشود.
بهطور کلی، تشخیص دقیق میلوپاتی نیازمند ترکیبی از شرح حال کامل بیمار، معاینه بالینی و روشهای تصویربرداری و الکتروفیزیولوژیک است. هرچه تشخیص زودتر انجام شود، امکان کنترل بیماری و پیشگیری از عوارض جدی و جبرانناپذیر بیشتر خواهد بود.
درمان میلوپاتی: دارویی یا جراحی ؟
روش درمان میلوپاتی بسته به شدت علائم، علت زمینهای و میزان آسیب نخاع تعیین میشود. در مراحل اولیه و موارد خفیف، درمانهای غیرجراحی معمولاً در اولویت هستند. این درمانها شامل مصرف داروهای ضدالتهاب و شلکننده عضلات برای کاهش درد و اسپاسم، فیزیوتراپی جهت تقویت عضلات و بهبود تحرک، و گاهی تزریق اپیدورال برای کاهش التهاب اطراف نخاع میباشند. این روشها معمولاً علائم خفیف را کنترل میکنند، اما نمیتوانند فشار مستقیم روی نخاع را برطرف کنند و بیشتر برای بیمارانی مناسب است که وضعیتشان پایدار و خفیف است.
اگر بیماری پیشرفت کند یا علائم شدید مانند ضعف پیشرونده اندامها، مشکلات تعادلی، بیاختیاری ادرار و مدفوع یا درد شدید ایجاد شود، درمان جراحی بهعنوان گزینه مؤثر مطرح میشود. هدف جراحی آزادسازی نخاع و کاهش فشار روی آن است. روشهای جراحی بسته به علت ایجاد میلوپاتی متفاوت هستند، از جمله لامینکتومی (برداشتن بخشی از استخوان مهره برای گشاد کردن کانال نخاعی)، دیسککتومی (خارج کردن دیسک بیرونزده) یا تثبیت ستون فقرات با ابزارهای فلزی برای جلوگیری از بیثباتی.
مزیت اصلی جراحی این است که برخلاف درمان دارویی، فشار وارد بر نخاع را کاهش داده و از پیشرفت بیماری جلوگیری میکند. هرچند ریسکهایی مانند عفونت، خونریزی یا آسیب به ساختارهای عصبی وجود دارد، پیشرفت تکنیکهای جراحی و روشهای کمتهاجمی این خطرات را به حداقل رسانده است.
در نهایت، تصمیم بین درمان دارویی یا جراحی باید توسط پزشک متخصص ستون فقرات و بر اساس وضعیت بالینی، تصاویر MRI و شرایط عمومی بیمار گرفته شود. تشخیص بهموقع و انتخاب مناسبترین روش درمانی نقش کلیدی در پیشگیری از ناتوانی دائمی دارد.
جراحی میلوپاتی گردنی چگونه انجام می شود؟
جراحی میلوپاتی گردنی زمانی ضرورت پیدا میکند که نخاع به دلیل تنگی کانال، بیرونزدگی دیسک یا تغییرات استخوانی تحت فشار قرار گرفته و درمانهای غیرجراحی قادر به کنترل علائم بیمار نباشند. هدف اصلی جراحی، آزادسازی نخاع و ریشههای عصبی، کاهش فشار و در صورت نیاز تثبیت ستون فقرات است.
روشهای جراحی متنوعی برای درمان میلوپاتی گردنی وجود دارد. در برخی بیماران، جراح از مسیر قدامی گردن (Anterior Approach) عمل میکند و با انجام دیسککتومی و فیوژن گردنی (ACDF)، دیسک آسیبدیده یا استئوفیتها (استخوانهای اضافه) را خارج میکند. سپس برای حفظ پایداری ستون فقرات از پیوند استخوان یا پروتز بین مهرهای استفاده میشود. این روش به ویژه در مواقعی کاربرد دارد که فشار عمدتاً از جلوی نخاع وارد میشود.
در شرایط دیگر، جراح ممکن است از مسیر خلفی گردن (Posterior Approach) استفاده کند. در این روش، با انجام لامینکتومی فضای بیشتری برای نخاع ایجاد شده و فشار از روی آن برداشته میشود. انتخاب مسیر جراحی به محل و وسعت فشار، تعداد مهرههای درگیر و وضعیت کلی بیمار بستگی دارد.
در مواردی که ستون فقرات بیثبات است، جراح از پیچ و پلاک یا میلههای فلزی برای تثبیت مهرهها استفاده میکند تا پس از جراحی ستون فقرات پایداری لازم را داشته باشد و از آسیبهای بعدی جلوگیری شود.
مدت زمان بستری پس از جراحی معمولاً ۲ تا ۵ روز است و بازگشت به فعالیتهای روزمره طی چند هفته تا چند ماه امکانپذیر است. پیشرفت تکنیکهای کمتهاجمی، استفاده از میکروسکوپ جراحی و سیستمهای نویگیشن باعث شده است که امروزه جراحی میلوپاتی گردنی با ایمنی بالاتر و نتایج درمانی بهتر انجام شود.
عوارض عدم درمان به موقع میلوپاتی
میلوپاتی یک بیماری پیشرونده است؛ به این معنا که در صورت تأخیر در تشخیص و درمان، میتواند به تدریج آسیبهای جبرانناپذیری به نخاع وارد کند. نخاع بهعنوان مسیر اصلی انتقال پیامهای عصبی بین مغز و بدن، نقش حیاتی در حرکت، حس و عملکرد اندامها دارد و فشار طولانیمدت بر آن میتواند باعث تخریب دائمی بافت عصبی شود.
یکی از عوارض مهم میلوپاتی، ضعف تدریجی اندامها است. در مراحل اولیه، بیمار ممکن است تنها بیتعادلی خفیف یا ضعف اندک در پاها را تجربه کند، اما با گذشت زمان این ضعف میتواند به اختلال جدی در راهرفتن، لنگش و حتی نیاز به عصا یا ویلچر منجر شود. علاوه بر آن، بیحسی و گزگز مداوم در دستها و پاها نیز کیفیت زندگی فرد را به شدت تحت تأثیر قرار میدهد.
گرفتگی شدید عضلات یا اسپاستیسیته نیز از دیگر عوارض شایع است که باعث کاهش انعطافپذیری اندامها و محدودیت حرکتی میشود. این حالت نهتنها فعالیتهای روزمره و راهرفتن را دشوار میکند، بلکه میتواند منجر به درد مزمن و ناتوانی حرکتی شود.
در مراحل پیشرفته، فشار بر نخاع میتواند عملکرد سیستم عصبی خودکار بدن را نیز مختل کند. بیمار ممکن است دچار بیاختیاری ادرار و مدفوع، تکرر ادرار یا یبوست مزمن شود که علاوه بر جنبههای جسمی، تأثیر روانی و اجتماعی قابل توجهی دارد.
باید توجه داشت که آسیبهای ناشی از میلوپاتی در صورت عدم درمان بهموقع اغلب برگشتناپذیر هستند. حتی در صورت جراحی در مراحل پیشرفته، بازگشت کامل عملکرد عصبی ممکن نیست. بنابراین، مراجعه سریع به پزشک متخصص و انتخاب درمان مناسب، نقش حیاتی در پیشگیری از ناتوانی دائمی و حفظ کیفیت زندگی ایفا میکند.
مراقبت ها و توانبخشی بعد از درمان میلوپاتی
مراقبتهای پس از درمان میلوپاتی، چه در روشهای غیرجراحی و چه بعد از عمل جراحی، نقش بسیار مهمی در بهبود عملکرد عصبی، کاهش علائم و پیشگیری از بازگشت بیماری دارد. بیماران باید بدانند که درمان میلوپاتی تنها به عمل جراحی یا مصرف دارو محدود نمیشود، بلکه شامل یک روند جامع توانبخشی و مراقبت پزشکی طولانیمدت است.
پس از جراحی، معمولاً بیمار بین چند روز تا یک هفته در بیمارستان بستری میشود تا وضعیت عصبی، قلبی و تنفسی تحت نظر قرار گیرد. استفاده از بریس گردنی یا کمری در برخی بیماران ضروری است تا ستون فقرات در وضعیت پایدار باقی بماند. کنترل درد با داروهای مسکن، پیشگیری از عفونت با آنتیبیوتیکها و مراقبت از زخم جراحی از اقدامات اولیه در این دوره هستند.
با ترخیص از بیمارستان، برنامه توانبخشی و فیزیوتراپی آغاز میشود. این برنامه شامل تمرینات کششی و تقویتی برای عضلات گردن و اندامها، تمرینات تعادلی و آموزش راهرفتن صحیح است تا توان حرکتی تدریجی بازگردد و از ضعف عضلانی جلوگیری شود. در برخی موارد، کاردرمانی نیز برای بهبود مهارتهای حرکتی ظریف دستها مورد استفاده قرار میگیرد.
در دوران نقاهت، اجتناب از حرکات سنگین و بلند کردن اجسام سنگین اهمیت ویژهای دارد، زیرا این فعالیتها میتوانند فشار مجددی بر ستون فقرات وارد کنند. همچنین توصیه میشود از نشستن طولانیمدت پرهیز شود و وضعیت بدن به صورت متناوب تغییر یابد.
پیگیریهای منظم پزشکی، معمولاً هر چند ماه یکبار، برای ارزیابی وضعیت نخاع و پاسخ به درمان ضروری است. در برخی بیماران، انجام MRI پس از جراحی توصیه میشود تا اطمینان حاصل شود که نخاع بهطور کامل آزاد شده است.
در کل، مراقبت و توانبخشی پس از درمان میلوپاتی بخش جداییناپذیر فرایند بهبود است و همکاری بیمار با تیم پزشکی و رعایت برنامه توانبخشی میتواند کیفیت زندگی و عملکرد روزمره او را بهطور چشمگیری افزایش دهد.
کلام آخر
من دکتر حسن محمدی، متخصص جراحی مغز و اعصاب و ستون فقرات هستم. بیش از ۱۵ سال است که در حوزهی درمان و جراحی بیماریهای مغزی، نخاعی و ستون فقرات فعالیت میکنم و همواره تلاش کردهام با بهرهگیری از دانش روز، تجربه بالینی و تکنولوژیهای نوین، بهترین مسیر درمانی را برای بیمارانم فراهم کنم.
در این سالها افتخار داشتهام که در کنار تیم توانبخشی بیمارستان رفیده، بهعنوان عضو اصلی تیم درمان بیماران دچار ضایعات مغزی و نخاعی فعالیت کنم. هر روز در کنار این بیماران، معنای واقعی صبر، امید و اراده را لمس کردهام و همین تجربهها، انگیزهی من را برای ادامهی مسیر دوچندان کرده است.
در حال حاضر ریاست بیمارستان توانبخشی رفیده را بر عهده دارم و در کنار کار درمانی، در دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی و دانشگاه آزاد اسلامی به آموزش دانشجویان میپردازم. باور دارم انتقال تجربه و تربیت نسل آینده پزشکان، بخشی جداییناپذیر از رسالت حرفهای من است.
برای من، پزشکی فقط یک تخصص نیست؛ راهی است برای خدمت، بازگرداندن امید و کمک به بیماران تا بتوانند دوباره زندگی عادی و شایستهای را تجربه کنند.
اگر در مسیر درمان دچار تردید هستید یا به دنبال مشاورهای مطمئن برای بیماریهای مغز، نخاع یا ستون فقرات میگردید، با اطمینان میگویم که در این مسیر همراهتان خواهم بود.